خوابهایت را به دست باد بسپار
در تنگنایِ تنگ بی تاب میشوم وز شرم این ستم که بر این تشنه میرود انگار پیش دیده ی او آب میشوم... پ.ن: شعر از فریدونِ مشیری پ.ن2: و جفتی که نیست! ماهی قرمزِ کوچولویی که عمرش کفافِ عیدِ سیزده روزه را نداد! و این یکی را تنها کرد تویِ تنگ.... طی بررسی های به عمل آمده،بنده علت مرگ ماهی را،اون رنگی رنگی هایِ شیمیاییِ تهِ تنگ میدانم و به شدت این عملِ مریم رو محکوم میکنم! D: یکی نی بگه اخه خواهرِ من این جینگولک بازی ها چیه؟زدی ماهی بدبختمونو تنها کردی!
من از نگاه ماهی
برچسبها: سوژه های دم دستی, در حال و هوای چیک چیک دوربین, عیدانه, دخترانه دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |





