خوابهایت را به دست باد بسپار

دیشب داشتم تویِ خواب این شعرو زمزمه میکردم!:

از این راهرو یک نفر رد شده که عطرش همونیه که تو میزنی/برای به زانو در آوردنم تو از مرگ حتی جلو میزنی/

از این راهرو یک نفررد شده/مثل وقتایی که تو ناراحتی/نفس میکشم با تمام وجود/عجب عطر خوبی زده لعنتی/

یه جوری دلم تنگ میشه برات محاله بتونی تصور کتی/گمونم نمیتونی حتی خودت جای خالیتو تو دلم پر  کنی/

صدات میکنم تا همه بشنون جواب صدام غیر پژواک نیست/من اونقدر شکستم که حس میکنم /

که هیچ ارتفاعی خطر ناک نیست!...


شعراز:نسترن شیرمحمدی/ملودی:بابک مافی/با صدای علی لهراسبی/آلبوم تصمیم

به یادِ همه ی خاطراتِ خوب با این آلبومِ بی نظیر! به یادِ پاییز90.بهار و تابستون91!

و حالا دیشب تویِ خوابم دوباره سراغم اومد...یه حسی عجیب!

این شعر برای خودت که دوستش داری و میدانم!!!! با نهایت دلتنگی!


برچسب‌ها: و انسانی که با خاطرات زنده است, دخترانه, چیزی شبیه ناگهان, سرگشتگی های من
دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |