خوابهایت را به دست باد بسپار
خدا به خیر کنه!.معلم فیزیکِ دوست داشتنیِ خشنِ مسئولیت پذیرِ مهربانِ لفاظِ .... خعلی ماهه! حتی اخماش هم ماهه! بدجوری دوستش دارم...خعلی مردی خانم رفعتی!... دلم برا بچه ها یکممممممممم میشه خوب!...به قول نیلوفر:خدا تلفنو گرفته ازت؟؟! حسی دارم،شبیه حسِ وابستگی! به شیطنت هایِ نسترن، به مادرانگی هایِ نیلوفر و به ارامش فائزه و به خندیدن های هانیه.... بروبچ خوب که حالم رو خوب میکنید تویِ صبح هایِ عذاب آور:بسی سپاس!
امروز سال 91 رو در مدرسه با فیزیک تموم کردیم و قرار سال92 هم با فیزیک شروع کنیم!...
برچسبها: چیزی شبیه ناگهان, سرگشتگی های من دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |





