خوابهایت را به دست باد بسپار

عزيزم

درمان‌بخشِ زخم‌های ديرينِ من

رازِ بزرگِ دخترانِ ماه

شفا‌خوانِ شبِ گريه‌ها

ری‌را

آب‌ها همه از تو زنده‌اند

آدميان همه از تو زنده‌اند

علف همه از تو سبز

آسمان همه از تو آبیِ عجيب!

پس کی خواهی آمد!؟

من خسته‌ام، خرابم، خُرد و خَرابم کرده‌اند

ديگر اين کلماتِ ساکتِ صبور هم فهميده‌اند!


سید علی صالحی

(برای روز زن)


برچسب‌ها: چیزی شبیه ناگهان
دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |