خوابهایت را به دست باد بسپار
این موها، این چشم ها... خودت میفهمی؟ من همه ی اینا رو دوست دارم! (سال بلوا/عباس معروفی) پ.ن: به بغل دستی هایِ خوب!: به فائزه ی مو روشنِ بدون موج! به نیلوفرِ چشم سیاهِ موسیاهِ فرفری! که عاشقِ موهاشونم... (خوش به حالِ من که سوژه هایِ دم دستیِ خوب دارم برای عکاسی!) دوشنبه ای که همه اش شد 50 عکسِ دخترانه در باغِ بزرگِ مدرسه! لابه لایِ شکوفه های درخت آلوچه و لابه لایِ برگ هایِ به جا مانده از ردپایِ پاییز! بچه ها مرسی!(نسی/هانی/نیلو و فائزه) این موها...این چشم ها...هیهات ری را ! هیهات! پ.ن2: همین خوبه که با اینکه چشاتو رو به من بستی/تو چندتا خاطره با من هنوزم مشترک هستی همین خوبه که آرومی وحس میکنی که آزادی/که دست کم تو عکسامون هنوزم پیشم ایستادی واسه من کافیه اینکه تو از من خاطره داری/به یادشون که می افتی واسه من وقت میزاری.... .... (همین خوبه!/با صدای ابی و اهنگسازیِ شادمهر، همین خوبه! همین!)
برچسبها: سرگشتگی های من, قطعات آشنا, سوژه های دَمِ دستی, دوستی هایی که دوستی خاله خرسه نیست






