خوابهایت را به دست باد بسپار

و ما همچنان دوره میکنیم

شب را

روز را

هنوز را....

(به قولِ شاملو)


پ.ن:

احساسِ قرابتی که با این میکنم مثال زدنیه!

چند ساله که میخونمش هر بار که میگیره این لعنتی و خسته میشه از روزمرگی و شب!


برچسب‌ها: و انسانی که با خاطرات زنده است
دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |