خوابهایت را به دست باد بسپار

بعد از ظهرِ تاریکی در خانه!

با یک حبه قندِ زیبایِ رضا میر کریمیِ خوب

اگر بدونید چقدرررررررررررررر دوستش دارم!

یه فیلمِ خاص!

با در نظر گرفتن نکته هایِ ریزِ فرهنگی در خانواده های ایرانی...

هر بار هم که میبینم خسته نمیشم از دیدنش!

و چقدر صحنه ی تاب بازی نگار جواهریان رو دوست دارم وقتی که دست دراز میکنه تا سیبِ سرخ رو بچینه از رو درخت...

عالییییییییییییییییییه!....

دوست داشتنی و اصیل!

و زنده کننده ی خاطراتِ خوب..

دمِ اهالی سازندش گرم! بعد از ظهرِ جمعه ای دوباره حالم رو خوب کرد!


برچسب‌ها: و انسانی که با خاطرات زنده است, دخترانه, فیلمواره
دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |