خوابهایت را به دست باد بسپار

من پیوسته از تو گریخته ام و به اتاقم ، کتابهایم ، دوستان دیوانه ام و افکار مالیخولیائیم پناه برده ام .

قبول دارم که کله شق بودم
اما تو هم همواره فقط در پی اثبات سه چیز بودی
اول آنکه در این ارتباط بی تقصیری ؛ دوم آنکه من مقصرم و سوم ، با بزرگواری تمام حاضری مرا ببخشی …

فرانتس کافکا

دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |