خوابهایت را به دست باد بسپار

این شعرها که بوی سکوت می دهند
از غیبت لب های توست
کلمات
مثل زنجره های خشکیده ی تابستانی
از معنا خالی شدند
...
و در انتظار مورچه هایند
...توشه بار زمستانی شان را
در حفره ی تاریک خالی کنند-
اندوهی که سرازیر می شود
در سینه ی خاموش من.

شمس لنگرودی
رسم کردن دست های تو

دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |