خوابهایت را به دست باد بسپار

تمام شدند این چند شب رویایی...

دلم تنگ میشود برای هق هق زدن های بی ریا!دلم  تنگ میشود برای فکر های شیرین این سه شبه اهورایی

دلم تنگ میشود برای حضور در جمع خالص دوستان و از علی گفتن ها...

دلم برای دعای عهد تنگ میشود.برای خودم.برای خدا.برای قدر.برای علی. برای امامم.برای زندگی....

و دلم برای خیلی چیزهایی که یافتم در این چند شب ونمیدانم حفظشان میکنم یا نه تنگ میشود!

....

دلم تنگ است...

برای همه ی چیزهای خوب....

برای تمام شدن لحظه های ناب...

_____________________________________________________

خط خطی1:

هر وقت میگفت دعا کنید چیزی تو ذهنم نمی اومد برا خواستن!فقط خودش رو میخواستم و خودش رو،اما بعد یکی یکی با بلند شدن صداهام بیشتر میشد خواستن هام!

خط خطی2:

ته همه ی دعا ها یکی از درون میگفت خیلی نامردی اگه این دعا رو نکنی و برای م.ی.ر.ح.س.ی.ن دعا نکنی....

اللهم فک کل اسیر...

خط خطی3:

کتاب دستور زبان عشق قیصر جلومه دلم نمیاد ننویسم ازش!:

آرمانی3:پشت میله،بر کف زندان،کپه ای زنجیر!

خط خطی4:

آخ که دلم برا این شعر مولانا با صدای چاووشی هم تنگ میشه:

دلت را خانه ی ما کن،مصفا کردنش بامن

به ما درد خود افشا کن،مداوا کردنش بامن

بیا باقطره ی اشکی که من هستم خریدارش

بیا با قطره ای اخلاص،در یا کردنش بامن

دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |