خوابهایت را به دست باد بسپار
برخلافِ گذشته , سکونم . شبیه یک مرداب! "ای آنکه گریه های هراسیدگان را میبیند... ای غمگسار هر غمزده ای ای برطرف کننده هر اندوه ای پناه وحشتزدگان ای آنکه نوازشش پایدار است ای فریاد رس" یارایِ حرکت ده . دستهایم را بگیر ای لطیف تر از آنچه هست.
برچسبها: سرگشتگی های من دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |





