خوابهایت را به دست باد بسپار

" هوای امشبم با فکرت خرابه ، بدون تو خورشید محاله بتابه , تو فانوس شبهای بیداری ام باش ، نجاتم بده! -  واسه گریه کردن به پای تو دیره ،یجوری شکستم که گریه ت بگیره. همین امشب از حالِ من با خبر باش! نجاتم بده! - صداش از جنس بارونایِ هرروزه - دلش وقتی که دلتنگم نمیسوزه!" (نجاتم بده !)

فرشته چند ساعت به طور مکتوب باهام حرف زد! بهش قول دادم خوب باشم. فرشته میخواد ناجی باشه. برای من . برای امین. حالا حال هردومون خوب نیست و فرشته مثل یک مسکن قوی ، که پر از شور زندگی و کلمات قشنگ امیدوار دهنده س روزی چند بار بهمون تزریق میشه!

زندگی داشتن آدمایی مثه فرشتس؟ یا تنهایی مطلقی که توش دست و پا بزنی و نهایتن با یک سکونِ بی معنا بخوابی؟

+ پرم از کلمات لعنتی بی سر و ته! که ذره ای شبیه حس های مثبت گه گاهیم نیست. راستش بد و بی راه هامو نمیدونم کجا چال کنم! دلم نمیاد اینقدر بد بنویسم تو کلبه ی چندساله م.

خوبه که بلاگفا اومده. دارم دوباره تمرین میکنم حس خوب بگیرم.

 

"با اینکه میدونم دلت با من یکی نیست. با اینکه میبینم به رفتن مبتلایی

چشمامو میبندم که میمونی کنارم . با اینکه میدونم کنار من کجایی!"

- ضربان -

 

دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |