خوابهایت را به دست باد بسپار

یازده بهمن نود و دو - ساعت هیجده و پنج دقیقه - باغ محتشم - رشت - صدایِ شلوغی و امیدو شادمانی و گلوله هایی که از این سمت به آن سمت پرت میشد. و درختان استوارِ برف آلود. بویِ مردم و بوی عشق و چتر و چکمه و شال و شنل.
جمعیتی بودیم. و حضور نیلو و محمد و رضوان و ... به شدت رنگ داشت!... و ما تنها بچه کنکوری هایی نبودیم که بیرون چرخ میزدیم امروز. بعد این همه وقت شهر لباس جدیدشو پوشیده و ما اینو به فال نیک گرفتیم.
از آلبومِ "شهری که سپیدپوش میشود"
برچسبها: سوژه های دم دستی, در حال و هوای چیک چیک دوربین, لحظه ها, بویِ دوست داشتن دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |





