خوابهایت را به دست باد بسپار

+سعی نکن سر در بیاوری! ارزشِ عمیقِ این کلمات از آنِ قلبِ من است!

دارم باور میکنم. زندگی یعنی صبح با صدایِ مادر بیدار شدن , تندتند هم زدنِ چای از فرطِ عجله, استرسِ دیر رسیدن. روپوش شلوار هایِ یکدست سرمه ای و کیف ها رویِ شانه هایِ خمیده. زندگی یعنی نیلوفر - رضوانه - حانیه - نسترن به ترتیب بیایند تویِ کلاس و بنشینیم به ادا در آوردن و مسخره بازی. زندگی یعنی زنگِ شیمی سیب زمینی هایِ پخته شده را پوست بکنیم و نمک فلفل بریزیم! و یواشکی نوشِ جان! زندگی یعنی از میثم و سینا و میثاق و تلاوتی و عرب مقدم و پوریا و ارکیا و خاله و دختر عمه و فائزه و .... مسخره بازیهایمان حرف بزنیم و بخندیم. زندگی یعنی فکرِ شیطنت هایِ کلامی و تیکه انداختن , زندگی یعنی فکرِ کار هایِ حرص درآر! زندگی یعنی زنگِ زبان تست هایِ جامانده ی فیزیک را زدن! زندگی یعنی پشتِ سرِ معلم ها حرف زدن و خندیدن! . دارم باور میکنم زندگی یعنی کلاس آقای حسینی. زندگی یعنی آقایِ عاشوری و ماجرایِ آچار هایِ در فضا مانده! داستانِ بغلی بگیرِ موج هایِ مکانیکی. زندگی یعنی پیاده گز کردن با سوگند و زهرا و مارال. زندگی یعنی بویِ کباب کثیف هایِ خیابان! زندگی یعنی با نهایتِ شورِ "دبستانی" بعد از زنگ آخر تمامِ کوچه را آواز خواندنِ دستِ جمعی. اصلن زندگی یعنی همسایه ها سرشان را بیاورند بیرون و ببینند چه خبر شده!زندگی یعنی حواست به دوربین هایِ حیاط مدرسه باشد! دست از پا خطا نکنی. زندگی یعنی ناظم را پیچاندن! زندگی یعنی گوش دادنِ آهنگ هایِ هزارباره! زندگی یعنی دیدنِ فیلم سینمایی ها در نصفه ی دوهزار شب. زندگی یعنی کل کل با مریم , چت کردن با رفقا و نوشیدن لیوانِ چایِ داغ, زندگی یعنی کتاب خواندن. زندگی یعنی مثل آدم ندیده ها سر کوچه بچه ای را که تا بغلِ مادرش میدود را ناز و واز دادن! زندگی یعنی فلافلیِ سر کوچه ی مدرسه! زندگی یعنی آنقدر بخندی که کمرت صاف نشود! زندگی یعنی کتونی هایِ رنگارنگِ ما. زندگی یعنی بحث هایِ جدی, زندگی یعنی فکرِ آینده , زندگی یعنی اتاق مشاوره, زندگی یعنی سوپرمارکتی به نام کیف نیلو,زندگی یعنی رنگِ جدیدِ لاک هایِ نسی. زندگی یعنی بافت هایِ بانمکِ رضوان. زندگی یعنی نماز خواندن هایِ یک خط در میان. زندگی یعنی داری بزرگ میشوی اما از بچگی کردن بیشتر خوشت می آید! زندگی یعنی مهدِ کودکِ مدرسه بودن. زندگی یعنی دل داری دادن به بچه ی سال اولی که ریاضی اش را افتاده بود. زندگی یعنی ننه غرغرو بودن وقتی حالت خوب نیست. زندگی یعنی "دعوا داری بیشیم چومارسرا! :D" زندگی یعنی سوتی دادن, زندگی یعنی نگاهِ چپ چپِ مامان, زندگی یعنی "دلمه ی  برگِ مو" زندگی یعنی خونه ی مامانبزرگ. زندگی یعنی ادیت کردن عکس ها , زندگی یعنی تویِ خیابان پرسه زدن با دوست. زندگی یعنی آهنگ هایِ بیکلام. زندگی یعنی کتابچه هایی که به خودت هدیه میدی, زندگی یعنی خوابیدنِ نصفِ روز, زندگی یعنی دغدغه هات قدِ جدیدترین نوشته ی فلان نویسنده کوتاه اومدن! زندگی یعنی خواهرانگی هایِ من که تمومی نداره. زندگی یعنی فکرهایِ گذرا. افسردگی هایِ گاهی, نگرانی برایِ گنجشک ها , اشک برایِ درخت ها, زندگی یعنی صب پاشی و بگی "میبینی هوا چقدر خوبه؟ " زندگی یعنی با یه اهنگ قلبت فشرده شه, با یه آهنگ بلند بلند بخونی , بیا یه آهنگ به وجد بیای, زندگی یعنی خاطره بازی, زندگی یعنی تیکه انداختن! زندگی یعنی داشتنِ "نازنین" . زندگی یعنی آدم بزرگ باشی و بچگی کنی. زندگی یعنی خوندن و استرسِ درس. درس و درس. اه زندگی یعنی لعنتی بشین و فقط بخند و نگاه کن.....

زندگی شاید از این هم دمِ دستی تر باشد. نگرانی برایِ دوست داشتنِ نهارِ بعد از مدرسه! یا تموم شدنِ دوغِ بوفه! زندگی یعنی یه "نفس" یه نفسِ عمیق

من این ماه هایِ آخرِ بچه مدرسه ای بودن را با دنیا عوض نمیکنم اصلا!....آهایِ زندگیِ دمِ دستی, ما به شما علاقه مندیم! حتی وقتی داریم غرغر میکنیم:))

پ.ن: 

ک مثل کپل / صحرا شده پُر ز گل / گ مثل گردو / بنگر به هر سو / ب مثل بهار / هپچه، هپچه / فکر کن بسیار / پ مثل پسته / نباش خسته / ایییییش! / م مثل موش / قیو، قیو، موش / برخیز و بکوش / برخیز و بکوش ... »

(با همکاری شهر موشها و بچه هایِ پالت)

پی نوشت:

برایِ عکاسی که بیست سال دستهایش لرزید


+تردید - سیاوش قمیشی




برچسب‌ها: لحظه ها, بویِ دوست داشتن, شهرِ من, عکسِ آیینه
دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |