خوابهایت را به دست باد بسپار

امشب, پسرعمه جانی که برادرم بود دارد میرود به آن طرفِ زمین! و اصلا خوب نیست....

دیدار هایِ سالی چند بار هم دیگر نخواهد بود...

محمد حسینِ خوب, امشب راهیِ کانادایِ دور میشود و دردناک است حتما نبودنش برایمان, عجیب...

به یادِ خاطراتِ تلخ و شیرین و بانمکش,حتی در همین عیدِ امسال.

سفر بی خطر,برادر جانم....




برچسب‌ها: چیزی شبیه ناگهان
دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |