خوابهایت را به دست باد بسپار

دیشب من و خواهری در فرایند های کاملا متفاوت راهی بیمارستان شدیم! به دلیل افت فشار!

حدود دوازده که رسیدیم خانه، همفشار شده بودیم!...


برچسب‌ها: سرگشتگی های من, چیزی شبیه ناگهان
دخترکِ رهایِ شهرِ باران | |